تبليغاتX
نون خشک - حق انتخاب.لطفا
می نویسم به یاد آنهایی که فرصت نوشتنشان ندادند

وقتی بخوای باور کنی کسی رو نداری، تنها می شی. وقتی قبول می کنی که شکست خوردی، هیچوقت طعم پیروزی رو نمی چشی. وقتی به همه جا رنگ غم می زنی، دیگه شادی کیلو چنده؟ وقتی خیلی محکم و قاطع تصمیم می گیری که بری، دیگه راهی واسه برگشتن نیست. اینه قدرت اختیاری که ازش دم می زنن. اینه اون فرصت انتخابی که میگن خالق بهمون داده. اینه حرف بعضیا که می خوان با زور بکنن تو مخمون و غافلند از اینکه خودمون خیلی وقته به این نتیجه رسیدیم. خودمون خیلی وقته می دونیم که انتخابه که زندگی رو میسازه، انتخابه که اگه درست باشه زندگیو گلستون میکنه، انتخابه که به رویاها رنگ واقعیت میزنه. خب... اینو که هم ما می دونیم هم اونا. پس چرا فقط حرف میزنن؟ چرا؟ اگه انتخاب زندگیو میسازه ،پس چرا نمیذارن انتخاب کنیم؟ چرا نمی ذارن انتخاب کنیم و خودمون زندگی رو بسازیم؟ ما دلمون می خواد سرمون به سنگ بخوره. حد اقل من که اینطوری می خوام. می خوام ده بار پشیمون شم تا دفعه ی یازدهمی انسان وار تصمیم بگیرم. چرا همیشه یه نفر هست که جامون تصمیم بگیره؟ چرا؟ مگه نمی گن حقوق بشر رو رعایت می کنیم؟ مگه اینا حقوق بشر رو برا خودشون چطور معنا می کنن؟                                                                                 

 

آیا حق انتخاب جزئی از حقوق بشر نیست؟                                               

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:11  توسط سحر |